شتر خسته تو بیابون قدم میزد
آخه شتر ما قصد ازدواج داشت
میرفت و میرفت
خیلی خسته شده بود
اما اثری از یه شتر ماده هم نبود
شتر بر زمین نشست تا نفسی تازه کنه.
هوا گرم و سوزان بود و پوست حساس شتر آفتاب سوخته (یادش رفته بود کرم ضد آفتاب بزنه)
شتر از سعی و تلاش بی ثمرش آهی کشید و گفت:
........... (من زبون شترهارو بلد نیستم)
ولی بعد از دقایقی به ساعتش نگاهی انداخت
دستی به موهاش کشید و بلند شد.
رفت تا به شهر رسید!
شترهای شهری به چشم شتر خیلی جذاب بودن.
شترهای فشن با حالتی موزون از روبه روی شتر خرامان رد میشدند.
دل شتر داشت از شدت تپش از جا کنده می شد!
طفلی شتر...
ولی از قیافه شتر معلوم بود شتر بیابونیه!
همه ی شترهای ماده دنبال شتر
خوش تیپ!
پولدار و....
اما شتر ما
هنوزم که هنوزه شتر لیلی شو پیدا نکرده.
شما براش دعا کنین
نظر بذارین و به شتر کمک کنین
|